علايم ونشانه هاي ظهور حضرت مهدي چيست؟
پاسخ: چنان كه پيشتر بيان شد ، وقت ظهور امام مهدي (عج) براي هيچ كس معلوم نيست ، و كساني كه وقت ظهور را تعييت كنند درو غگو شمرده اند . ولي علايم و نشانه هاي زيادي براي ظهور آن حضرت در كتاب هاي حديث ثبت شده است.
علايم ظهور به دو دسته كلي تقسيم مي شوند : علايم حتمي و علايم غير حتمي . چنانكه فضيل بن يسار از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمود: {نشانه هاي ظهور دو دسته است : يكي نشانه هاي غير حتمي و ديگري نشانه هاي حتمي ، خروج سفياني از نشانه هاي حتمي است و راهي جز ان نيست.}
منظور از عليم حتمي ان است كه به هيچ قيد وشرطي مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود. ومنظور از علايم غير حتمي ان است كه حوادثي به طور مطلق .حتم از نشانه هاي از نشانه هاي ظهور نيست،بلكه مي شود و شرط مفقود شود مشروط نيز تحقق نمي يابد . و لذا مسلم است علايمي كه در مورد حتمي بودن انها نصي نداشته باشيم، احتمال رخ دادن انها نيز و جود دارد .
و اما علايم غير حتمي بسيارند كه به يك روايت ، از امام صادق (ع) اكتفا مي كنيم ، در اين روايت چنان روي علايم و مفاسد انگشت گذارده شده كه گويي اين پيش گويي مربوط به 13 يا14 قرن پيش نيست بلكه مربوط به همين قرن است و امروز كه بسياري از انها با چشم خود مي بينيم قبول مي كنيم كه براستي معجزه اساست.
امام صادق (ع) به يكي از ياران خود فرمود:
1. هر گاه ديدي كه:حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند.
2. و ديدي كه:ظلم و ستم فراگير شده است .
3. و ديدي كه: قران فرسوده و بدعت هايي از روي هوا و هوس ، در مفاهيم ان امده است.
4. و ديدي كه: دين خدا (عملا) تو خالي شده ، همانند ظرفي كه ان را واژگون سازند .
5. و ديدي كه: طرفداران و اهل باطل بر اهل حق پيشه گرفته اند .
6. و ديدي كه: كارهاي بد اشكار شده و از ان نهي نميشود و بد كاران باز خواست نمي شوند.
7. و ديدي كه: مردان به مردان و زنان به رنان اكتفا كنند .
8. و ديدي كه: افراد (به ظاهر ) با ايمان سكوت كرده و سخنانشان را نمي پذيرند .
9. و ديدي كه: شخس بد كار دروغ گويد ، و كسي دروغ ونسبت نارواي او را رد نمي كند.
10. و ديدي كه: بچه ها به بزرگان احترام نمي گذارند .
11. و ديدي كه: بد كار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
12. و ديدي كه: قطع پيوند خويشاوندي شود .
13. و ديدي كه:نوجوان پسر همان كند كه زنان كنند .
14. و ديدي كه: زنان با زنان ازدواج كنند.
15. و ديدي كه: انسان ها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مي كنند و كسي مانع نمي شود .
16. و ديدي كه: افراد با ديدن كار و تلاش نا مناسب مومن به خدا پناه ميبرند.
17. و ديدي كه: مداحي دروغين از اشخاص زياد شود.
18. و ديدي كه: همسايه همسايه خود را اذيت مي كند و از ان جلو گيري نمي شود .
19. و ديدي كه: كافر به خاطر سختي مومن شاد است .
20. و ديدي كه: و شراب را اشكارا مي اشامند و براي نوشيدن ان كنار هم مي نشينند و از خداوند متعال نمي ترسند .
21. و ديدي كه: كسي كه امر به معروف مي كند خوار و ذليل است.
22. و ديدي كه: ادم بد كار در انچه انرا خداوند دوست ندارد نيرومند و مورد ستايش است.
23. و ديدي كه: اهل قران و دوستان انها خوارند .
24. و ديدي كه:راه نيك بسته و راه بد باز .
25. و ديدي كه: خانه كعبع تعطيل شده و به تعطيلي ان دستور داده مي شوند .
26. . انسان به زبان مي گويد ولي عمل نمي كنند.
27. و ديدي كه: مومن خوار و ذليل شمرده شود .
28. و ديدي كه: بدعت و زنا اشكار شود .
29. و ديدي كه: مردم به شهادت و گواهي نا حق اعتماد كنند .
30. و ديدي كه: حلال حرام شود و حرام حال گردد.
31. و ديدي كه: دين بر اساس ميل اشخاص معني شود و كتاب خدا و احكام ان تعطيل كردد .
32. و ديدي كه: جرات بر گناه اشكار شود و ديگر كسي براي انجام ان منتظر تاريكي شب نگردد.
33. و ديدي كه: مومن نتواند نهي از منكر كند مگر در قلبش .
34. و ديدي كه: ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.
35. و ديدي كه: سر دمداران به كافران نزديك شوند واز نيكو كاران دور شوند.
36. و ديدي كه: واليان در قضاوت رشفه بگيرند .
37. و ديدي كه: پست هاي مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگي .
38. و ديدي كه: مردم را از روي تهمت ويا سؤظن بكشند.
39. و ديدي كه: مرد به خاطر همبستري با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد .
40. و ديدي كه: زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهايي كه مورد خشنودي شوهر نيست انجام ميدهد و به شوهر خرجي ميدهد .
41. و ديدي كه: سوگندهاي دروغ به خدا بسيار گردد .
برای دیدن ادامه حدیث بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 | ساعت16:8 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
يا رب مددي زين دل زارم كه خسته تر ازخسته درانتظارم
يارب چه حالي است صبح وعصرجمعه كه لحظه به لحظه اش درانتظارم درانتظارم
يارب چه كنم زين ديده نديده كه هرشب جمعه تا صبح درانتظارم
يارب نه روزم روزو نه شبم شب كه باحال خراب وبيمارم درانتظارم
يارب اين دل نه صبرايوب دارد نه طاقت زهرا(2) كه بااين روح وتن ضيفم درانتظارم
يارب دانم كه نتوانم رويش ببينم كه همين انتظار خوش است درانتظارم
((الهم عجل لوليك الفرج))
شاعرونويسنده:محمودطاهري پور
خوانده شده توسط: سيد حسن موسوي
روز سه شنبه درهيئت رهروان كربلا
درمورخ: ۵/۹/۱۳۸۷
| + نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387 | ساعت19:53 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
چشم حسن خونه – چشم حسين خونه
دل زينب پردرده (2)
درو ديوارمي گرين و - شهرمدينه پر غمه
كوچه ها مون چه سوت وكوره
پر بسته وداره ميره - پدرعزيزمون
نمي دوني دل زينب چه حاليه (2)
غم مادر تودلشه - غم بابا توقلبشه
وقتي كه نخ مي سوزه - شمع هم باهاش مي سوزه
((چي جوري زينب نسوزه -چه جوري زينب نسوزه))
وقتي كه بابا تو قلبش جاداره (2)
مادرم كه رفته و - پدرم داره ميره
چه جوري زندگي كنيم – توي شهرمدينه
پدرم پدرم جون دلم (2) پدرم پدرم همه حاصلم
پدرم پدرم تاج سرم.
همه جونم بسته به جونت-(2)
داري ميري كاشكي خدا جونمو بگيره (2)
شيرخدا چه جوري تو را زدن(2)
تو كه فا تح خيبري وپهلون پيمبري
بي تو ميميرم مرو - بي توميميرم مرو
شاعر:محمود طاهري پور
خوانده شده: توسط سيد حسن موسوي
| + نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387 | ساعت19:10 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
ابا صالح گل نرگس اباصالح گل نرگس
آقا يبن الزهرامولا(2)
من ازدوريت دلگيرم (3) دراين گريه شب گيرم (2)
تودرناله هاي من رهايي ( 2 )
دلم غرق شور عشقت ( 2) روم سوي نور عشقت
كه توآشناي جان مايي برايم نوردوعيني
قسم برروح خميني برايم نوردوعيني
همه رند وبي پروائيم پي يوسف زهرائيم
كجا اثري ازتو بيابيم
الا اي اميدجانها-اگه چه تودوري ازما
الا اي يوسف زهرا – كه هستي بيكس وتنها
دراين دنياي پرآشوب-مددي كن خامنه اي را
خوانده شده :توسط سيدحسن موسوي
| + نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387 | ساعت16:16 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
« بركات گريه بر امام حسين »
رسول خدا (ص) فرمودند : بدانيد كه خداوند بر انان كه براي حسين گريه وسوگواري مي كنند درود مي فرستد ومهرمي ورزند .
امام صادق (ع)فرمودند: كسي يادي از حسين نزدش شود واز چشمش به مقدار بال مگسي اشك خارج كردد اجرش بر خداست وخدا هم به كمتر از بهشت براي او راضي نمي شود .
امام سجاد(ع)فرمودند:اشك در راه ما بيابيد خداونددر بهشت به اوغرفه اعطا فرمايد كه روزگارها در ان سكنا گزيند .
امام باقر (ع)فرمودتد:هرمومني به به خاطر شهادت حسين چشمانش اشك بريزد به طوري كه اشكها بر گونه اش جاري گردد خداوند منام در بهشت غرفه هايي به او عنايت مي فرمايد كه روزگارها در ان ساكن شود .
امام صادق (ع)فرمودند:كسي كه ما را نزد او ياد كنند پس از چشمانش اشك بيايد خداوند متعال صورتش را بر اتش حرام مينمايد .
امام صادق (ع)فرمودند:هر چيزي ثواب و اجر معيني دارد مگر ريختن اشك براي ما كه ثوابش را احدي نمي داند .
رسول خدا (ص) فرمودند :فاطمه جان: هر چشمي در روز قيامت گريان است به جز چشمي كه بر حسين بگريد كه ان خندان است و او را به نعمت هاي بهشتي بشارت ميدهند.
امام حسين فرمودند : هيچ اتسان با ايماني مرا ياد نمي كند جز اينكه طوفاني از اندوه در دلش ايجاد و اشك ديدگانش جاري گردد .
در عرفات هنگامي كه ادم به ارشنگاه كرد نامهاي مقدس پنج تن ال عبا را ديد جبرئيل ان نامها را به ادم تلقين كرد
كه اي ادم بگو :يا حميد به حق محمد يا عالي به حق علي
و يا فاطر به حق فاطمه و يا محسن به حق الحسن و يا قديم الا حسان به حق الحسين وقتي حضرت ادم به نام حسين رسيد و به زبان اورد سيلاب اشكش جاري شد وقلبش خاشع گرديد و عرضه داشت : چرا ياد ونام حسين قلبمرا مي شكند و سيلاب اشكم جاري مي شود ؟ جبرئيل در بيان ان علت به مرثيه سرايي حسين پرداخت ادم و فرشتگان مي شنيدند وگريه مي كردند جبرئيل گفت بر فرزندت حسين در راه حق و عدالت مصيبتي فرود مي ايدكه همه مصائب در برابر ان كوچك
است .گرفته شده از كتاب شگفتي هاي امام حسين (ع)------------------سيد هادي مير اشرفي--------------
شباي جمعه تودعا به ديدن خدا ميرم براي ديدن خدابه سوي كربلا ميرم
شباي جمعه رو خدا مياد زيارت حسين فاطمه روضه ميگيره ميون بين الحرمين
با چادر خاكي شده يه خيمه بر پا ميكنه سينه زنان اه مي كشه غريب حسينا مي كنه
بازوي من شكسته و بازوي تو شده قلم چادر من شد غرق خاك واي مادرم واي مادرم
شب جمعه است اومدم امشب رو ردم نكن روي خوش نشون بده بين خوبا بدم نكن
شب جمعه است اومدم حاجتمو روا كني واسه بي كسيم خستگيم دعا كني
شب جمعه است اومدم قلب منو شفا بدي به من بد خدا جون برات كربلا بدي
شب جمعه است اومدم نگو كه بي اصل و بني اومدم قلب اقام مهديمو تو راضي كني
چي ميشه وقت نماز اقا منو دعا كنه من مريض عشفشم درد منو دوا كنه
با تموم بديام بازم دعا گوي تو ام عاشق چشم توو موي تو ابروي توام
يبن الحسن - يبن الحسن
خوانده شده توسط سيد حسن موسوي
| + نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | ساعت15:13 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
هنگامی که در 27 رجب سال 40 عام الفیل نبی مکرم اسلام(ص) برترین انسانها شناخته شد و رحمت «اقراء» بر او باریدن گرفت و مبعوث آخرین مرحله از نزول دین ابراهیمی گردید در تمام سرزمین حجاز فقط 17 نفر را یارای خواندن و نوشتن بود ، اما در همان . دوران عالمان دین تحریف شده ی یهود و بازماندگان قوم برتری جوی بنی اسرائیل صدها سال بود که صاحب مدرس و کانون های تعلیم مبلغان دین سازی و دین فروشی بودند...
و تجربه ی استحاله ی آیین موسای کلیم(ع) و ناکام گذاشتن و مصلوب کردن پیام رسان اولوالعزمی همچون عیسی(ع) را در پرونده ی ابلیسی خویش داشتند .
نوادگان سامری بت تراش که در جعلی تاریخی روح دین موسی(ع) را مسخ و تفکری منفعت طلبانه و ژادپرستانه را با نام شریعت تورات صدها سال ترویج ، تبلیغ و تحمیل کرده بودند به خوبی از اسرار و آموزه های صادقانه و واقعی دین یهود آگاه بودند و همانگونه که در کمین ظهور عیسی(ع) توطئه تکفیر و قتل او را سالیان سال و سینه به سینه به وارثان حق ستیز خویش آموخته بودند به خوبی از وعده ی تورات و انجیل بر ظهور احمد امین(ص) آگاه بودند .
پایه ریزان اندیشه ی صهیونیستی حکومت و سروری قوم بنی اسرائیل بر نوع بشر که خوی فرعونی خویش را در زیر خرقه ی یهوه پرستی پنهان ساخته بودند نیک می دانستند که محمد(ص) می آید تا بساط حکومت صاحبان زر و زور و تزویر را برچیند و جامعه ای را بنیان نهد که در آن «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» ، یعنی حکومت الله به دست اولیاءالله بر عبادالله . و این درست همان چیزی بود که ثمره صدها سال توطئه ، فریب و به بردگی کشاندن انسانها توسط آنان را بر باد میداد و بدیهی است که چنین چیزی غیرقابل قبول مینمود پس تمام توان ، فکر و امکانات فرعونیان یهودی نما بسیج شد تا آنچه را بر سر عیسی(ص) و مسیحیت راستین آورده بودند بر سر دین آخرین نیز بیاورند .
رسول خاتم(ص) رسالت آغاز کرد و طی 23 سال تبیین و تبلیغ اسلام چنان به تحکیم پایه های شریعت توحیدی پرداخت که خیانت و ستیز معاندان یهودی نسب که در پشت دیوارهای امالقراء خیمه زده بودند نتوانست راه را بر جهانشمولی آن سد نماید ، لذا رنگ توطئه تغییر کرد و رسوخ فریبکارانه جای شمشیرهای آخته را گرفت . اسفا که ساده لوحی و عافیت طلبی رایج در میان جامعه تازه مسلمان شده ی آن روز به علاوه کینه به اکراه مسلمان شدگان ، فضا را برای این رخنه فراهم نمود .
این به حیله مسلمان شدگان که آرزویی جز سرنوشت دین نصرانی برای دین نبوی(ص) نداشتند با حضوری آگاهانه و هدفمند در میان امت اسلامی ضمن تلاش برای به انحراف کشاندن فرامین قرآن و سنت پیامبر ، با جد و جهدی فراوان به اخذ و ثبت احکام ، آراء و آیندهگوئی های رسول اکرم(ص) و دو گوهر یادگارش( قرآن و عترت ) پرداختند تا با علم کامل و تسلط بر رموز این دین شایسته به مقابله و جنگ با آن برخیزند . لذا گزافه نیست چنانچه ادعا کنیم آنها اگرنه بیشتر که حداقل به میزان خود ما مسلمانان به پیچ و خم دینمان و سرنوشت وعده داده شده آن واقفند .
وارثان قوم رانده شده از سرزمین نیل که بار غم قرن ها آوارگی و قهر خداوند را بر دوش می کشدو تسلای این عقده جمعی را در استقرار و فراگیری حکومت قوم به اصطلاح یهود میدانستند آموزههای اسلام و تشیع ناب علوی خصوصا فرهنگ انتظار را تنها مانع این آرمان می دیدند . از همین روی حتی از قبل تولد آخرین حجت بر حق خداوند بر روی زمین ، مهدی موعود(عج) ، دست به کار شدند تا ( به زعم خویش ) به هر طریق ممکن جلوی تحقق این وعده ی خلل ناپذیر الهی را بگیرند .
گرچه به نظر میرسد ضعف تاریخنگاری در سدههای اول هجری و همچنین پیچیده بودن توطئه های اسرائیلیان مانع دسترسی کافی به اسناد و دلایل دخالت یهودیان در فتنه ها و انحرافات جامعه ی نوپای اسلامی میباشد اما توجه به تجربه ی تاریخ پیش از اسلام و نیز اتفاقات قرون اخیر ثابت کننده این ادعا است که نخبگان یهود طی این چهارده قرن از هیچ کوششی برای ممانعت از شکلگیری تمدن پویای اسلامی فروگذار نکرده اند .
بقاء هویت دین اسلام در برنامه آن برای آینده بشریت و پایان تاریخ است و بلاشک این برنامه در قالب تولد، غیبت ، ظهور و حکومت جهانی مصلح آخرالزمان ، حضرت قائم(ص) تدارک دیده شده است که این امر در تضاد با آرمان دیرینه صهیونیزم یهودی است پس قابل درک است که نوک تهاجم دانشوران صهیون را متوجه مهدویت و فرهنگ انتظار بدانیم .
این مسأله فقط مربوط به سالهای اخیر نیست بلکه از دیرباز شاهد انکار ، نفی ، مذاهب و فرق موازی ، منجیهای دروغین ، وارونه جلوه دادن حق و باطل ، شبیه سازی ، جعل پیشگوئیهای مربوط به آخرالزمان ، نظریه سازی و هزاران توطئه مزورانه بوده ایم . با جستجویی اندک در اینترنت به هزاران مقاله تحقیقی و تحلیلی برمیخوریم که حاکی است بابیت ، بهائیت ، وهابیت ، صوفیگری ، فراماسونری ، بنیادگرائی افراطی ، صهیونیسم مسیحی ، جنبش تدبیری ، فاشیسم نازی ، نئومحافظه کاری انجیلی و ... همگی سر در آبشخور صهیونیزم دارند و هدف تمام آنها یکی است! زمینه سازی برای تشکیل حکومتی جهانی به پایتختی اورشلیم یا همان تپه ضیه(صهیون) .
یک روز سخن از هرمجدون ( آرماگدون ) گفته اند و روزی از شهر پاک آرمانی . گاهی مسیحیان را به وعده ی ظهور دوم عیسی فریفته اند و مسلمانان را به لزوم دامنگیری فساد! . یک روز سرنگونی بیرقهای سیاه جعلی را دلیل بر کذب مهدی خواندند و روزی جهان شمولی ناگزیر لیبرال دموکراسی را نشانه پایان تاریخ و اگر بخواهیم از این دست بشماریم فرصتی میخواهد به درازای عمر آدمی .
اگر خوب بنگریم می بینیم چند دهه ای است که حملات چند وجهی صهیونیزم جهانی علیه خواستگاه و تفکر مهدویت شدت و سرعت فوقالعاده ای به خود گرفته است به گونه ای که کمتر در طول تاریخ مشابه آن را دیده یا شنیده ایم .
آیا میتوان نتیجه گرفت که آرزومندان سیطره بر دهکده ی کوچک به شواهدی دست یافته اند که حکایت از فرا رسیدن موعد موعود ( پایان عمر قوم بهانه گیر و ستیزه جوی بنی اسرائیل و در نتیجه بر باد رفتن آرزوی هزارساله شان ) دارد؟
و اگر به درستی اینچنین است( انشاءالله ) وظیفه ی ما به عنوان جامعه ای که وعده داده شده سربازان لشگر سید زمینه ساز و رزمندگان در رکاب مهدی آل محمد(ص) از میان ما باشند چیست؟
آیا به همان میزان که سیاهیان لشگر باطل به تجهیز و تقویت خویش پرداخته اند ما که خود را سپاهیان قبیله نور میدانیم به کسب آمادگی و انتظار فعال پرداخته ایم
| + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 | ساعت10:58 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.
سرچشمه دانش
حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است.
مظهر فضايل
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.»
مقام علمي حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.
فضيلت زيارت
دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست».
برگزيدن شهر قم
پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: «بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.
زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات
درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»
پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».
زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)
يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.
امام رضا (ع) و لقب «معصومه»
حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».
کريمه اهل بيت
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.
القاب حضرت معصومه (س)
به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)، حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.
شفاعت حضرت معصومه (س)
بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».
سرّ قداست قم
در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.
محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم
مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.
سرآمد بانوان
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.
فضيلت بي نظير
شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند: «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست». بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.
بوي وصال
بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش، زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند.
به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام
غروب غمگين
حضرت فاطمه (س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.
| + نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 | ساعت18:16 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
ای پــادشــه خـوبـان داد از غــم تـنــهــایی
ای پـــادشــه خـوبـان داد از غـــــم تـنــهـــایی
دل بـی تو به جان آمد وقت است که بازآیــی
مشــتــاقـی و مهجوری دور از تو چنانـم کرد
کــــز دست بـخـواهـد شـد پـایـاب شـکـیبـایی
شب تار را روشنايي و زمستان سرد را گرما و خاموش كننده شعله طغيان و سركشي اوست. اساس ظلم را بركندن و نهال زيباي عطوفت و مهرباني را نشاندن فقط به دستان نيرومند و لطيف او امكان پذير است. وقتي او بيايد ديگر خبري از گرد و غبار ظلم و بي عدالتي در سرتاسرگيتي نخواهي يافت و ناله هاي جان سوز كودكان يتيم و كهنسالان بي رمق را حتي كنج ويرانه ها و تاريكي شبها نخواهي شنيد .
ديگر نداي ظلمت نفسي را براي آمدنش تأويلي نيست كه اگر ظلمي بر خواست بي ترديد در غيبت اوست.
خود حضرت اين نويد را داده اند در جواب به يكي از ياران خود كه:
« ابي الله عزوجل للحق الا اتماما و للباطل الا زهوقا»
[ اراده حتمي خداوند بر اين قرار گرفته كه دير يا زود پايان حق پيروزي و پايان باطل نابودي باشد]
اي تصوير مجسم حق و عدالت و اي نابود كننده ظلم و جنايت همچنان با خيل عظيم عاشقانت سحرگاهان چشم انتظارت هستيم و دست در دست هم شكوه به درگاه ايزد منان بريم كه أين بقيةاله...
غم مخور ايام هجران روبه پايان ميرسد
عاقبت اين خماري از سرما مي گساران مي رود
« بسم الله الرحمن الرحیم »
سوره آل عمران - آيه 8
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ
بارالها ، دل هاي ما را به باطل ميل مده پس از آنكه به حق هدايت فرمودي ، و به ما از لطف خويش اجر كامل عطا فرما كه همانا تويي بخشنده بي عوض و منت .
سوره مومنون - آيه 109
إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
زيرا شماييد كه چون طايفه اي از بندگان صالح من روي به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به تو ايمان آورديم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهرباني فرما كه تو بهترين مهربانان هستي.
سوره كهف - آيه 10
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
آنگاه كه آن جوانان كهف ( از بيم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت كردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتي عطا فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتي كامل مهيا ساز .
سوره بقره - آيه 250
وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
چون آنها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما صبر و استواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران ياري فرما .
یا صاحب الزمان !
داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست . شرمنده ایم... می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست . می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم ...
یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ، و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم . به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .
اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم . اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم . اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .
ای یوسف زهرا !
خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ، ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ، روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین . به ما ترحم كن كه بیچاره ایم و مضطرب
ای عزیزِ مصرِ وجود !
سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است . نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهكار ...از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر كن .
یابن الحسن !
برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند كالایی – هر چند اندك – آورده بودند ، سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند . اما ... ای آقا ! ای كریم ! ای سرور ! ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است . آن كالای اندك را هم نداریم . اما... نه ، كالایی هر چند ناقابل و كم بها آورده ایم . دل شكسته داریم ... مقدورمان هم سری است كه در پایت افكنیم .
ناامیدیم و به امید آمده ایم. افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم . سفارش نامه ای هم داریم ... پهلوی شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم ...
الـلــّهــُـمَّ كـُــنْ لِـــوَلــِيـِّـكَ الـْحُـجَّـةِ بْـنِ الْحَـسَـنِ
صَــــلــَواتـُـكَ عَـــلـَيــْـهِ وَعَـــلــــى آبــائــــــــِهِ
فــــي هــذِهِ الــسّـاعَــةِ وَفـــي كُــــلِّ ســــاعَـــةٍ
وَلِــــيّــاً وَحــافِـظاً وَقـائِدا وَنـاصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً
حـَـتـّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيــها طَويـلاً
اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان
هنوز پر از وضویم من... به قداست بی نظیرت سوگند، نگاهم برای دوری ات بارانیست. خیس خیس... سجاده ام پر از مریم شده و کمی از عطر گل انبیا، تمام مرا معطر کرده است. به بزرگی ات قیام کرده ام و دستانم پر از قنوت است. به رکوع که رسـیـدم نشــانـت خـواهـم داد تـرسـم را... این که چقدر از زمان بـــی حضـورت می ترسم. گلدان شمعدانی ها را با چند شاخه گل نرگس کنار پنجره گذاشته ام... پنجره ها بازند... و هیچ پرده ای مانع رسیدن نور نیست... با همان روشنائی بی ریایت چراغانی مان کن.
جمعه تا جمعه... لحظه به لحظه... ظهورت را چشم به راهیم....
قرص کامل ماه ... از آسمان طلوع کن...
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی *** چه بــغـض ها که در گلو رســــوب شد نیامدی
حـریر آتشـــین ســخن تبر به دوش بت شــکن *** خـــــدای ما دوباره سنگ و چـــوب شد نیامدی
تـــمام طول هـــفته را به انتـــــظار جـــمعه ام *** دوبـاره صــبح ظهر عصرنه غروب شد نیــــامــدی
« شعری در مورد امام زمان (عج) »
گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام
گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام
از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام
پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام
پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام
در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام
همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن لیــک با الــــطاف غــیر از تو، شـها !بیگانه ام
چون که لطف توست تنها ضامن رســوایی ام ور نـــه آن گــردم که افشـــان در دل ویرانه ام
انتـــظارت بیش از حــد شد، تحمل تا به کی؟ آفتـــابـا! بـــــهر دیـــــدار رخـــــت پروانـــــه ام
امام صادق (ع) فرمود:
هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام پرچم رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را می گستراند، سیزده هزار و سیصد و سیزده فرشته که همگی منتظر قائم علیه السلام هستند، بر او نزول میکنند. این فرشتگان همان هایی هستند که همراه نوح علیه السلام در کشتی بودند و همراه ابراهیم علیه السلام وقتی به آتش افکنده شد و همراه عیسی علیه السلام وقتی به آسمان برده شد. به جز آنها چهار هزار و سیصد و سیزده فرشته نشانه دار و ردیف کننده که در نبرد بدر فرود آمدند، نیز بر حضرت مهدی علیه السلام فرود می آیند، و نیز چهار هزار فرشته ای که برای یاری امام حسین علیه السلام و جنگیدن همراه او فرود آمدند و اجازه جنگیدن به آنها داده نشد. این فرشتهها در روز عاشورا برای گرفتن اجازه به آسمان رفتند و وقتی بازگشتند، امام حسین علیه السلام به شهادت رسیده بود. آنها پریشان و غبار آلود نزد قبر امام حسین علیه السلام تا روز قیامت گریه می کنند.
القاب حضرت مهدی
بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.
خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.
وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.
باب اللّه: دروازه هـــمه معـــارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ســــاحت قدس الهــى، قصدش مى كنند.
داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.
سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.
ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.
حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.
نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.
عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.
سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.
خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم.(
علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.
سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.
عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.
القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.
العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.
اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ يا داعي اللهِ ورَبّانِيَّ آياتِهِ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ يابابَ اللهِ وَدَيّانَ دينِهِ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليفَةَ اللهِ وَناصِرَ حَقِّهِ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ ياحُجّةَ اللهِ وَدَليلَ ارادَتِهِ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ ياتالي كِتابَ اللهِ وتَرجُمانَهُ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ في آناءِ لَيلِكَ وَاَطرافِ نَهارِكَ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقِيَّةَ اللهِ في اَرْضِهِ .
صاحبالزمان(عج)
نام: محمّد.
پدر: امام حسن عسكرى(ع)
مادر: نرجس
القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.
شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .
زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.
زادگاه: شهر سامراء.
غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.
«امام على عليه السلام»
« لو قد قام قائمنا لا نزلت السماء قطرها و لا خرجت الارضنباتها و لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع والبهائم »
(( اگر قائم ما ( آل محمد ) قيام كند، آسمان قطرات خود را فرو فرستد و زمين گياهان خود را بيرون دهد و كينهها از سينهها بيرون رود و ددان و چهارپايان در صلح و صفا باشند. ))
السلام علیک یا صاحب الزمان
مـــــه مـــن نقاب بگشا ز جمال کبریایی ... که بتــــان فرو گذارند اســـاس خــودنمایی
شده انتظارم از حد چه شود زدر درآیـی ... زدو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی
«انتظار»
در جوار کوچه های انتظار دعايم کن، در تنگنای سرودن غزل هايم نمی دانم از چه غريبم که ديدگانم به غروب عشق می مانند و به فکر کدامين لاله هستم که اشک در خاکريز چشمانم موج می زند. نمی دانم در ساحل شب به جستجوی کدامين مهتابم و کرانه ی آسمان را به ديدار چه کسی نظاره گر شده ام!!! فقط می دانم که باران در کنج نگاه تو آمدنی است!!!
يوسف فاطمه! ای زمزمه واپسين حياتم، بدان که ابهام اشک من تنديس حضور توست و غروب شعرهايم در سرا پرده انتظار،عبور غريبانه تو را گريه می کند .......
گيرند همه روزه و من گيسويت
جويند همـه هلال و من ابرويت
از جـمله ايـن دوازده مـاه تــــمام
يک ماه مبارک است آن هم رويت
*انتظار*
هر جـمعه کــه میــگذرد از کـنـار مـن
افــزوده مــیشود بـه تب انتـــظار مـن
هر صبحدم که میدمد از مشرق آفتاب
دارم امـیــــد اینکــه بیــاید نـگـار مــن
عمــرم کــفاف دیـدن روی تــرا نـــداد
باشـد که بـعد من گذری بر مـزار من
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني
زسمت مشرق جغرافياي عرفاني
دوباره پلك دلم مي پرد نشانه چيست
شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني
كسي كه سبزتر از هزار بار بهار
كسي شگفت كسي آن چنان كه مي داني
| + نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387 | ساعت12:54 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ایثار و ادب و دلاوری و وفا و حق گذاری عباس بن علی (ع) است و هنوز تاریخ، روشن از کرامتهای اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگی همراه است. آن سردار فداکار با لبی تشنه و جگری سوخته، پا به فرات گذاشت، اما جوانمردی و وفایش نگذاشت که او آب بنوشد و امام و اهل بیت و کودکان (علیهم السلام) تشنه کام باشند. لب تشنه از فرات بیرون آمد تا آب را به کودکان برساند. خود از آب ننوشید و فرات را تشنه لبهای خویش نهاد و برگشت و دست عطش فرات، دیگر هرگز به دامن وفای عباس (ع) نرسید. این ایثار را کجا می توان یافت و آیا این فداکاری را با واژه ها می توان بیان کرد. حضرت عباس (ع) آموزگار بی بدیل فتوت و مردانگی در تاریخ شد.
زمانی که کودکان کاروان امام حسین (ع) در صحرای کربلا ندای العطش العطش در آوردند، حضرت عباس (ع) بی تابانه سوار بر اسب شده، نیزه بر دست گرفت و مشکی برداشت و آهنگ فرات نمود. شاید که آبی بدست آورد. پس چهار هزار تن که موکل بر شریعه فرات بودند دور آن حضرت را احاطه کردند و تیرها به چله کمان نهاده و سوی وی انداختند.
حضرت ابوالفضل العباس (ع) از هر طرف که حمله می کرد لشگر را متفرق می ساخت تا آنکه به روایتی هشتاد تن را بخاک هلاک افکند. پس وارد شریعه شد و خود را به آب فرات رساند. چون از زحمت گیر و دار و شدت عطش جگرش تفته بود خواست آبی به لب تشنه خود رساند. دست فرا برد و کفی از آب برداشت تشنگی سیدالشهدا (ع) و اهل بیت او را یاد آورد. آب را از کف ریخت. مشک را پر آب کرد و از شریعه بیرون شتافت تا خویش را به لشکرگاه برادر برساند و کودکان را از زحمت تشنگی برهاند، لشکر که چنین دیدند راه او را گرفتند و از هر طرف او را احاطه کردند، و آن حضرت مانند شیر غضبناک بر آن منافقان حمله می کرد و راه می پیمود. ناگاه یکی از سپایان دشمن از پشت نخلی بیرون آمد و تیغی حواله آن حضرت کرد. آن شمشیر بر دست راست حضرت ابوالفضل العباس رسید و از تن جدا شد. حضرت ابوالفضل (ع) مشک را بدوش چپ افکند و تیغ را به دست چپ داد و بر دشمنان حمله کرد. اما پس از نبردی شجاعانه بار دیگر سپاهی دشمن دست چپش را قطع کرد، حضرت عباس (ع) مشک را بر دندان گرفت و تلاش کرد تا شاید آب را به آن لب تشنگان برساند که ناگاه تیری بر مشک آب آمد و آب آن ریخت و تیر دیگری نیز بر سنه اش رسید و از اسب افتاد...
تـو ـ اى سـردار آزادگـان و انـقـلابـيـون ـ در آسـمـان شـرافـت ، درخـشـيـدى و سَمبل قهرمانيها و مظهر فداكارى و جانبازى گشتى. حـكـومـت ددمـنـش امـوى را ديـدى كـه جـامـعـه را بـه طـرف تـبـاهـى و ويـرانـى كـامـل سـوق مى دهد، كرامتها را زير پا مى گذارد، آزاديها را سلب مى كند، داراييها را به سـود خـود تـصـرف مـى كند و همگان را به زندگانى تلخى كه در آن حتى سايه عدالت اجتماعى ـ سياسى به چشم نمى خورد، پيش مى برد. پس همراه برادرت؛ پدر آزادگان و سـالار شـهـيـدان (عـليـه السّلام) كه آرمانها و آرزوهاى ملتها را در خود مجسم كرده بود و براى آزادى اراده و بازگرداندن كرامت آنان مى كوشيد، پرچم آزادى را برافراشتى.
بـا بـرادرت، در سـنـگـرى واحـد قـرار گـرفتى و كلمة اللّه را ـ كه كرامت انسان و ايجاد زندگى ايمن و به دور از ظلم و طغيان را در خود دارد ـ به گوش تاريخ رسانديد.
اى ابوالفضل! بخشش و هديه اى از خداوند به امت بودى، براى آنان افقهايى درخشان از آزادگى و كرامت گشودى. به آنان آموختى كه جانبازى بايد خالصانه براى خـدا بـاشـد و هيچ يك از عواطف و آروزهايى كه سر به خاك مى برد، آن را نيالايد. با اين روح اسـلامـى اصـيـل بـود كـه بـه جـانـبـازيـت ـ اى ابوالفضل! ـ در راه حق و پاسدارى از ارزشها و اعتقادات، مُهر دفاع خورد. رمز جاودانگىِ جانبازى تو و شيفته كردن دلهاى مردم در طول تاريخ، همين است.
اى قمر بنى هاشم! پايه هاى بنياد حقيقت را تو در دنياى عرب و اسلام برپاداشتى و با ياريت به برادرت سيدالشهداء ـ كه براى حاكميت عدالت اجتماعى و توزيع خيرات الهى بـر مـحـرومان و ستمديدگان جنگيد ـ براى مسلمانان، مجد و كرامتى والا و استوار، پايدار كردى.
بـا بـرادرت، بار اين رسالت را بر دوش گرفتى و بدين ترتيب با برادرت و ديگر شـهداى با فضيلت از اهل بيت و انصار آنان، طلايه داران مقدس شهيدان راه حق در سراسر زمين بوديد.
ابـوالفـضل العباس (عليه السّلام) به عنوان بزرگترين سردار يگانه اى كه انسانيت در قـهـرمـانـيـهـاى نـادر و ديـگـر صـفـات بـرجـسـتـه اش كـه زبـانـزد مـلل جـهـان اسـت، هـمـانـنـدى براى او نمى شناسد، در عرصه تاريخ اسلامى، ظاهر شد. ابوالفضل در روز عاشورا ايستادگى فوق العاده و اراده استوار و وصف ناپذيرى از خود نشان داد و با قلبى مطمئن و آرام و عزمى نيرومند، لشكرى بود شكست ناپذير. سپاه ((ابن زيـاد)) را هـراسـان كـرد و نه تنها از نظر روحى، بلكه در ميادين رزم نيز آنان را شكست داد.
مـورّخـان دربـاره شـجـاعت آن حضرت در روز عاشورا مى گويند كه: هر گاه به لشكرى حـمـله مـى كـرد، در حالى كه يكديگر را زير پا له مى كردند و دلهايشان پريشان شده و هـراس مـرگ بـر آنـان سـايـه افـكـنـده بـود و از تـرس، راه خـود را گم كرده بودند، از برابرش مى گريختند و كثرت جمعيت به آنان سودى نمى بخشيد.
شـجاعت و ديگر ويژگيهاى ابوالفضل نه تنها موجب سرافرازى و افتخار وى و مسلمانان اسـت، بـلكه هر انسان پايبند انسانيت و ارزشهاى انسانى را به تكريم و بزرگداشت، وادار مى كند.
عـلاوه بـر قـهـرمـانـيـهـاى شـگـفـت آور، حـضـرت، نـمـونـه كـامل صفات و گرايشهاى بزرگ بود، شهامت، نجابت، بلندمنشى، وفادارى، همدردى و هـمـگـامى در ايشان مجسم شده بود. حضرت با برادرش امام حسين (عليه السّلام) در سخت تـريـن روزهـاى رنـج و مـحـنـت، همدرد و همگام بود و رنج او را با خود تقسيم كرد. جان را فداى برادر نمود و با خون خود او را حمايت كرد. به طور قطع، چنين همدلى و همراهى جز از كـسـانـى كـه خـداونـد دلهـايـشـان را بـراى ايمان آزموده و بر هدايتشان افزوده باشد، ساخته نيست.
ابوالفضل العباس (عليه السّلام) در رفتار با برادرش امام حسين (عليه السّلام) حقيقت بـرادرىِ صـادقـانـه اسلامى را به نمايش گذاشت و همه ارزشها و الگوهاى آن را آشكار كرد. از جمله زيباترين جلوه هاى مواسات و برادرى آن بود كه در روز عـاشـورا پـس از آنـكـه بـر آب فـرات دسـت يـافـت، مـشتى آب برگرفت تا عطش خود را فـرونـشـانـد و قـلب سـوزان چـون اخـگـرش را خـنـك كند، ناگهان در آن لحظات هولناك، تـشنگى برادرش امام حسين و اهل بيتش (عليهم السّلام) را به ياد آورد، شرافت نفس و علوّ طـبـع، او را بـه ريـخـتـن آب واداشت و همدردى خود را در آن محنت كمرشكن نيز با برادرش نشان داد.
ابوالفضل العباس (عليه السّلام) در راه تحقق آرمانهاى والا كه پدر آزادگان، برادرش امام حسين (عليه السّلام) بانگ آنها را سر داده بود، شهيد شد. از مهمترين خواسته هاى امام، برپايى حكومت قرآن در شرق، گسترش عدالت ميان مردم و توزيع بهره هاى زمين بر آنـان بـود؛ زيـرا نـعـمـتـهـاى الهـى بـه گـروهـى خـاص تـعـلّق نـدارد. ابوالفضل براى بازگرداندن آزادى و كرامت مسلمانان، گسترش رحمت اسلامى ميان مردم و نـعـمت بزرگ اين دين كه نابودى ظلم و ستم را هدف خود ساخته بود و ايجاد جامعه اى كه در آن هرگز ترس و هراس جايى نداشته باشد، به شهادت رسيد.
ابـوالفـضـل بـراى حـاكـمـيت «كلمة اللّه» در زمين به ميدانهاى جهاد شتافت؛ همان كلمه و پيامى كه راه زندگى كريمانه را به مردم نشان مى دهد.
سـلام خـدا بـر تـو بـاد اى ابـوالفـضل كه در زندگى و شهادتت، آيينه تمام نماى همه ارزشـهـاى انـسـانـى بـودى و هـمـيـن افـتخار تو را بس كه به تنهايى نمونه والايى از شهيدان طف (نام ديگر كربـلا) بودى كه به قله مجد و كرامت دست يافتند.
برگرفته از: کتاب زنـدگـانـى حـضـرت ابـوالفـضـل العباس عليه السلام - اثر: علّامه محقق حاج شيخ باقر شريف قرشى
| + نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387 | ساعت6:37 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
داره اينجا بوي گل ياس رسيده كاروان يار پسنديدم ميرداماد محرم 86
| + نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387 | ساعت11:57 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
تو پناهگاه منی، به هنگامی که راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از رسوایان بودم.
| + نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387 | ساعت11:28 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
پس از آن؛برادران، فرزندان، برادرزادگان وپسران عبدالله بن جعفر روبه امام حسین(ع) کرده وگفتند:ما چنین کاری را انجام نمی دهیم تا پس از شــما زنده بمانیم، خداوند هرگز آن روز را بر ما پیــش نیاوردنخستین کسی که این سخن را گفت حضرت عباس(ع) بود، اواز همگان پیشی گرفت. پس ازاو ، دیگران نیز ازاویروی کرده وآغاز به سخن کرده وچنین سخنانی را ایراد نمودندامام حسین(ع) روبه فرزندان عقیل کرده وفرمود:ای فرزندان عقیل! برای شما کشته شدن مسلم بن عقیل بس است، به شما اجازه دادم، شما بروید. عرض کردند: سبحان الله! اگر چنین کنیم مردم به ما چه می گویند؟ می گویند: ما بزرگ ، آقا وعموزاده خود که بهترین عموها بود تنها، رها کردیم، وحتی یک تیر با آنان نیانداختیم، ویک نیزه به طرف دشمن پرتاب نکردیم، وشمشیری باآنــان نزدیم، اصــلا نمی دانیم دشــمنان با او چه کردنــد؟
نه؛ سوگند به خدا! ماهرگز چنین کاری راانجام نمی دهیم؛ بلکه جان، مال وعیال
خودرا فدای شما می کنیم، دررکاب شما جنگ می نماییم تا به سرنوشــت شما نایل
شویم، خداوند زندگانی بعد ازشما رازشت گرداند.
| + نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387 | ساعت11:21 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
امام حسین (ع) بعد از امتناع ازبیعت با یزید، مدینه را به قصد مکه ترک و در روز سوم شعبان به همراه خانواده وارد مکه شدند. در مکه نامه هایی از کوفیان به امامحسین(ع)رسید که ما بر علیه بنیامیه، مصمم بر مبارزهایم و نیاز به رهبر داریم، به کوفه قدم رنجه نما که فرماندار یزید را بیرون مینماییم و به رهبری تو گردن مینهیم.
امام حسین(ع) مسلم بن عقیل را به عنوان نماینده خود در نیمه رمضان راهی کوفه نمودند.
در روز هشتم ذی الحجه، امام حسین(ع) حج خود را تبدیل به عمره کرده و راهی کوفه شدند، اما در بین راه خبر شهادت مسلم و بیوفایی مردم کوفه به امام حسین(ع) رسید.
قبل از اینکه امام حسین (ع) به کوفه برسند، حر بن یزید ریاحی با سپاه 1000 نفری خود مانع حرکت امام به سوی کوفه شدند و نهایتا توافق میشود که کاروان حسینی به راهی برود که نه راه مدینه باشد نه راه کوفه. حضرت ابا عبدالله (ع) روز دوم محرم به کربلا رسید، و روز سوم عمر سعد با چهار هزار نفر در کربلا اردو زد، بعد از این هر روز بر تعداد لشکر دشمن افزوده میشد.
روز هفتم محرم آب را بر حسین (ع) و اهل بیت او بستند. روز نهم شمر با چهار هزار نفر و نامهای از عبید الله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر سعد گفته بود، کار حسین (ع) را یکسره کند و با او بجنگد و اگر این کار را نمیتواند انجام دهد، فرماندهی را به شمر واگذار کند.
روز دهم امام حسین(ع) با 32 سواره نظام و 40 پیاده و دشمن با 30000 نفر، در مقابل هم قرار گرفتند، جنگی نا برابر و ناجوانمردانه آغاز شد و امام حسین(ع) و یارانش به شهادت رسیدند.
دشمن، اجساد مطهر شهدای کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد بعد از سه روز توسط قوم بنیاسد دفن شدند.
عصر روز یازدهم اسرای کربلا را که در آن بین امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) قافله سالار بودند، بر مرکبهای با پالان چوبین و بیپارچه، سوار کردند و آنها را از کنار قتلگاه عبور داده به سمت کوفه بردند
| + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 | ساعت14:42 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
سوم شعبان سال 4 هجري دومين سبط وريحانهي رسول اكرم (ص) و سومين پيشوا و امام معصوم و پنجمين چهرهي درخشان آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسين در خانه علي و فاطمه (س) متولد شد و جهان از ولادت آن حضرت روشن و منور گشت.
حضرت امام حسين(ع) در آغوش پيامبر بزرگ اسلام (ص) به مدت 7 سال تربيت يافت و درباره امام حسين(ع) پيامبر مكرر فرموده است: خدايا من حسين را دوست مي دارم پس دوست بدار كسي كه او را دوست مي دارد و در جاي ديگر مقام آن حضرت را به قدري بالا برده است كه مي فرمايد:
حسين مني و انا من حسين، حسين از من است و من از حسينم، و پيامبر امام حسين را احياء كننده شريعت خود و نگه دارندهي قرآن و مكتب خود مي داند و اين مقام را بدست نياورد جزء با پاسداري خالصانهي حضرتش از اسلام و قرآن و نثار خون پاك و مقدسش در احياي دين جدش رسول الله (ص)، درود خدا بر او و اهل بيتش باد.
امام حسين (ع) جلوه اوصاف پيامبران است وجود مبارك امام حسين (ع) كه در آيينهي قرآن و در عرصه گاه وجود پيامبر اسلام و در صفحهي روشن بصيرت و بينش خود همه پيامبران را با ارزش هاي وجودي آنان مي ديد سرا پا عاشق آنان شد و در دنياي باطنش همراه و همراز آنان گشت و از ارزشهاي وجود آنان به شدت رنگ گرفت تا جايي كه وارث آنان شد.
هنگامي كه مي گوييم حسين وارث پيامبران است به اين معنا نيست كه آن حضرت از آن بزرگواران ارث مادي برده است بلكه به اين معنا است كه آن جلوهگاه حقيقت همهي ارزشهاي الهي و معنوي آنان را به ارث برده است.
پربارترين و سنگين ترين ارثي كه از پيامبران براي پس از خودشان باقي ماند ارزش هاي الهي و انساني و فرهنگ ثمر بخش و پاكشان بود كه هر انساني با نشان دادن لياقت و شايستگي و از طريق حسب و نسب معنوي مي توانست از آن بزرگواران ارث ببرد و در ميان همه سهم ارث بري امام حسين (ع) به خاطر بستگي روحي به آنان، سهم فوق العاده اي بود.
امام حسين (ع) از حضرت آدم (ع) مقام خلافت، مقام علم همهي اسماء، مقام هدايت و مقام كرامت را به ارث برد و از حضرت نوح مقام تبليغ و صبر و استقامت و دلسوزي و مهرورزي به بندگان خدا و از حضرت ابراهيم مقام دوستي و دعا و تسليم و امامت و از حضرت موسي مقام پايداري و مبارزه سخت بر ضد ستمگران و از حضرت عيسي مقام معنوي و باطني و از پيامبر اسلام همهي ارزش هاي الهي و از امير المومنين علي (ع) همهي حقايق را بهميراث برد و از طريق اين ارث بري و همنشيني باطني به جايي رسيد كه در زيارت وارث به آن حضرت خطاب مي شود.
« اشهد انك الامام البر التقي الرضي الزكي الهادي المهدي »
گواهي مي دهم كه تو يقينا پيشوا، نيكوكار، اهل رضايت از حق، و پاك و پاكيزه، هدايت كننده، هدايت شده اي
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""التماس دعا""""""""""""""""""""م.ط""""""""""""""""""""""""""""""""
| + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 | ساعت9:20 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
زارو گریان حسینم چه بود بهتر از این
سخت حیران حسینم چه بود بهتر از این
من نه خود می روم این ره که کسی می بردم
خار دامان حسینم چه بود بهتر از این
قبلتین دل من زینب و عباس شدند
من مسلمان حسینم چه بود بهتر از این
نوكران را همه با نام پدر بشناسد
مست عرفان حسینم چه بود بهتر از اين
| + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 | ساعت9:16 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
مهدی کیست؟
نام
: محمّدنام پدر
: امام حسن عسكرى(ع)نام مادر
: نرجس ( نرگس )القاب
: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدىشكل
: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راستزاد روز
: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجرزادگاه
: شهر سامراءغيبت صغرى
: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سالغيبت كبرى
: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.محل ظهور
: مكّه معظّمه.محل بيعت
: مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.يادگار أنبياء
: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.ياران
: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.مركز حكومت
: مسجد كوفه ، ــ مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .وزير و معاون
: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.بركات حكومت و رهبرى او
: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.
مهدی کیست ؟
از جابر بن عبدالله انصاری که گفته است از رسول خدا پرسیدم که من خدا ورسول او را می دانم ومی شناسم ام اولوالامر را نمی دانم . آن حضرت فرمود : ای جابر ایشان خلفای من وامامان مسلمان بعد از من ، اول ایشان علی بن ابیطالب (ع) وبعد از آن حسن بن علی (ع) وبعد از آن حسین بن علی (ع) وبدنبال او محمد بن علی واو در تو رات معروف است به باقر وتو او را دریابی . ای جابر ، چون او را بینی سلام من را به او برسان وبعد از آن یک یک ائمه را نام می برد تا آنکه چون به حجت قائم ( عج ) رسید ؛ فرمود که نام او نام من باشد وکنیه من کنیه او وحجت خدا است وبقیة الله ؛ او در میان مردمان ، حق تعالی مشارق ومغارب را توسط او بگشاید واو از شیعه خود عنایت گردد.
ولادت حضرت مهدی
(عج ) :در سال
255 (ه . ق ) ، در سپیده دم روز جمعه ، پانزدهم ماه شعبان در شهر سامراپایتخت عباسیان ، دوازدهمین اختر آسمان امامت وولایت حضرت حجة بن الحسن المهدی (عج ) در خانه امام حسن عسگری دیده به جهان گشود . نامش ، نام پیامبر - کنیه اش ، کنیه پیامبر - ابوالقاسم - مادرش نرجس ونام پدر بزرگوارش امام حسن عسگری (ع) است . آن یادگار الهی حجت ، قائم ، خلف صالح ، صاحب الزمان وبقیة الله لقب گرفته است و مشهورترین لقبش حضرت مهدی است .و لادت با سعادتش از دشمنان پنهان مانده ونام ونشانش از بدخواهان در نهان ، زیرا حکومت خون آشام وقت ودستگاه ستمگر خلافت ، سخت در پی او ومشتاق یافتن ونابود ساختنش بود
. تمام نیروی خود را در اطراف خانه امام حسن عسگری ( ع) متمرکز کرده ودهها جاسوس به کار گرفته بود ، بر هر جاسوسی ، جاسوسی دیگر گمارده بود تا از ولادت ولی خدا حضرت بقیة الله (عج) آگاه شده ، نو رخدا را خاموش کند ، ولی مشیت خداوند برآن تعلق گرفته بود که حجت خو را از گزند دشکنان حفظ کند .
احادیثی از شخصیت امام مهدی
(عج ):مهدی مردی است از فرزندان من که چهره اش چون اختر تابناک است
. « پیامبر اکرم (ص) »مهدی طاووس بهشتیان است
. « پیامبر اکرم (ص) »با مهدی ما حجتها گسسته می شود
. او پایان بخش سلسله امامان ، نجات بخش امت واوج نور وراز نهان است . « امام علی (ع )»اگر او
[ امام زمان (عج) ] را دریابم تمام عمر به او خدمت می کنم . « امام صادق (ع) »من یادگار خدا در زمین وجانشین وحجت او بر شما هستم
.« امام مهدی (عج )»من مایه امان اهل زمینم ؛ چنانکه ستارگان مایه امان اهل آسمان اند
.« امام مهدی (عج ) »
غیبت
:این مولود مسعود دو غیبت دارد
:نخست غیبت صغرییا کوتاه مدت
- که بعد از شهادت امام حسن عسگری (ع) « هشت ربیع الاول سال 260 ه.ق » ( زمان 6 سالگی حضرت ) آغاز شد وتا سال 329 ه.ق ادامه یافت . در این دوره که 74 سال طول کشید شیعیان می توانستند توسط سفیران چهارگانه اش با آن حضرت تماس بگیرند وبا وی ارتباط برقرار کنند . این چهار تن نایب خاص ، که شیعیان می توانستند در دوران غیبت صغری توسط آنها با حضرت مهدی (عج ) تماس بگیرند ومشکئلات خود را به ناحیه متقدسه برسانند وپاسخ هاس لازم را دریافت نمایند ، عبارتند از : جناب عثمان بن سعید عمروی ، محمد بن عثمان بن سعید ، حسین بن روح نوبختی وعلی بن محمد مسعودی ، که با رحلت او باب « نیابت خاص » بسته شد . پس از آن ، غیبت کبری آغاز شد که از سال 329 ه.ق تا کنون استمرار یافته است ، وپایانش بر کسی جز خداوند آشکار نیست . در این دوره سفیر ونایب خاصی برای آن حضرت نیست و راه تماس رسمی وآشکار برای مردم وجود ندارد وبر آنهاست که از نواب عام امام (ع) - یعنی از فقهای پارسا وخویشتن دار- پیروی کنند .در هر حال ، نهان زیستی آن حضرت بدین معناست که دور از چشم مردمان ولی در زیر همین آسمان کبود بسر می برد
. اگر برخوردی هم برایش پیشامد کند ، اغلب ناشناخته می ماند ودیدار هایش با شیعیان تنها به اذن خداست .دوران غیبت کبری امام معصوم ، دوران آماده نبودن شرایط سیاسی واجتماعی جامعه اسلامی برای پذیرش وجود علنی وآشکار امام معصوم است
.امام حسن مجتبی
(ع ) درباره غیبت طولانی ( کبری ) حضرت مهدی (عج) چنین می فرماید : به درستی که خداوند ، تولد او را پنهان نگه می دارد وشخص او را غایب می کند تا این که هنگام خروج وقیام ، بیعت هیچ کس بر گردن او بنا شد . او نهمین فرزند بردارم حسین است فرزند سرور کنیزان ، خداوند عمرش را در هنگام غیبتش طو لانی می گرداند ، سپس او را با قد رت خود همانند یک جوان کمتر از چهل ساله آشکار خواهد ساخت .
احادیثی از غیبت امام مهدی
(عج):قائم را دو غیبت است
: در یکی از آنها ( از بس طولانی است ) درباره اش گفته می شود : [ او مرد ومعلوم نیست به کدام وادی رفته است.] « امام باقر (ع) »قائم را دو غیبت است
: یکی طولانی ودیگری کوتاه . در غیبت نخستین جایگاه آن حضرت را شیعیان خاص او می دانند ، و در غیبت نخستین جایگاه آن حضرت را شیعیان خاص او می دانند ، در غیبت دوم از جایگاه او کسی جز خدمتکارانش ، که بر دین اویند ، آگاه نیست .« امام صادق (ع) »چگونگی بهره مندی از وجود من در دوران غیبتم ، همچون بهره ای است که از خورشید می برند ، آن گاه که ابر آن را از دیدگان نهان می کند
.« امام مهدی (عج ) »
ظهور چیست ؟
ظهور واژه ای در زبان عربی است که برگرفته از کلمه ظهر می باشد ، زبان شناسان عربی « ظهر » را حاکی از هر نوع بروز وآشکار شدن که همراه با قدرت وقوت باشد ، دانسته اند . به واژه ظهور در ایات وروایات نیز اشاره شده ، چنانچه در قرآن کریم هم در آیه شریفه « هو الذی ارسل رسل بالمهدی ودین الحق ... » یعنی « اوست که پیامبر خود را برای هدایت ودین حق فرستاد تا او را بر تمام ادیان چیره سازد اگر چه مشرکان نپسندند » که در یک معنا پدیدار شدن با قدرت وشکوه است . در این آیه ظهور به دین اسلام وحقایق قرآن ومعارف اسلامی نسیت داده شده است .
احادیثی از ظهور امام مهدی
(عج):هرگاه آواز دهنده ای از آسمان آواز داد که
. « همانا حق در میان خاندان محمد است » ، در آن هنگام نام مهدی بر سر زبان های مردم می افتد واز جام محبت او می نوشند وجز نام او بر زبان ندارند . « امام علی (ع) »خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون می آورد وآنگاه او را از ستمگران انتقام می گیرد
. « امام حسین (ع) »آنگاه کا برپادررنده عدالت
(امام مهدی عج ) قیام کند ، عدالتش نیکوکار وبدکار را فر می گیرد . « امام حسین (ع) »آنگاه که قائم ما قیام کند ، خدا آفت را از شیعیام ما بزداید ودلهایشان را چون پاره های آهن [ استوار ] سازد .« امام سجاد (ع) »
منم که زمین را از عدالت لبریز می کنم ، چنانکه از ستم آکنده است
. « امام مهدی (عج ) »
انتظار
:شما امیدوار فرج وگشایش الهی باشید واز کمکهای خداموند نومید نگردید ؛همانا برترین اعمال نزد خالق یکتا انتظار فرج است
.
احادیثی از انتظارفرج :
برترین اعمال امت من انتظار فرج است
. « پیامبر اکرم (ص) »در انتظار فرج باشید واز رحمت خدا نومید نشوید
. « امام علی (ع) »آن که منتظر فرج ما است ، همچون کسی است که در راه خدا در خون خود تپیده
باشد . « امام علی (ع) »منتظران ظهور امام مهدی
(عج ) برترین اهل هر زمان اند . « امام سجاد (ع) »در شب و روزت منتظر فرج مولایت باش
. « امام صادق (ع) »آنکه به ما ایمان آورد وسخن ما را تصدیق کند منتظر امر
[ فرج ] ما باشد ، همچون کسی است که زیر پرچم قائم به شهادت برسد . « امام صادق (ع) »منتظر ظهور امام دوازدهم مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا شمشیر کشیده است واز ایشان دفاع می کند
. « امام صادق (ع) »| + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 | ساعت16:39 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
خار
دخترم را همه جا مونس و غمخوار شويد
نگذاريد گلم زخمي هر خار شود
هجران
مادرم كودكيام را تو به هجران بردي
حال من گوشه نشينِ غمِ هجران توأم
شرح
خيز از شرحِ فراقت به خدا مادر جان
همچو آغازِ رسالت پدرم تنها شد
| + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 | ساعت16:34 | توسط سید حسن موسوی و محمود طاهری |
